انسان همان جایى است که تصمیم مى گیرد باشد. سارتو
میوه کشتن ، کشته شدن است . اُرد بزرگ
بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم . فردریش نیچه
در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم ، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم . پائولو کوئیلو
وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست . تناجیو
چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانش را . جبران خلیل جبران
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم . نادر شاه افشار
اگر با شخص مباحثه کنیم و تمام قدرت استدلال و بیان خود را به کار اندازیم چقدر تلخ و خشمگین خواهیم شد وقتی که بفهمیم طرف نمی خواهد بفهمد و ما با اراده او سر و کار داریم. از اینجاست که منطق بی فایده است. شوپنهاور
غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . اُرد بزرگ
دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد ، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد . یورتن
با دیگران بودن آلودگی می آورد . فردریش نیچه
خداوند آزادی را آفرید و بشربندگی را . آندره شینه
وقتی نهال آزادی ریشه گرفت به سرعت رشد ونمو میکند . جورج واشنگتن
کسیکه حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد. بنجامین فرانکلین
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد. امرسون
هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانستهام بیاموزم . گالیله
خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت . اُرد بزرگ
ما از جنس رویاهایمان هستیم. ویلیام شکسپیر
اگر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی. لارنس استرن
هیچ چیز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیک نمیسازد . موریس مترلینگ
چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی: «مثل من باش» . امانوئل کانت
یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که مینمایی . بایزید بسطامی
اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ
نمیتوانید به ساختن دنیای بهتر امید داشته باشید؛ مگر آنکه تکتک افراد اجتماع پیشرفت کنند. به این منظور هر یک از ما باید علاوه بر اینکه به پیشرفت خود میاندیشد، در برابر عموم افراد بشر نیز احساس مسؤولیت کند. وظیفة ما این است که برای کسانی که میتوانیم، مفید واقع شویم . ماری کوری
دوستی همواره یک مسؤولیت شیرین است نه یک فرصت. خلیل جبران
شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند . جبران خلیل جبران
در میان شما هستند کسانی که خواسته اند برای گریز از تنهایی و بیقراری و یکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی روی آورند ، زیرا سکوت تنهایی تصویر روشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه می گیرند و به گریز پناه می برند . جبران خلیل جبران
میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . اُرد بزرگ
در آغاز هر کار مهم زن وجود دارد . لافونتن
کسیکه همۀ سلاحهای خود را رها کرده و ناله کنان می گوید نمی توانم ، از من ساخته نیست و بدشانسم ، ترحم انگیزترین مخلوق دنیاست . لاواتر
قلب زن پرتگاهی است که عمقش را نمی توان تخمین زد . لافونتن
خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر
سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . اُرد بزرگ
گرچه دو مهفوم « زمان» و « تاریخ» ، مانند بسا مفاهیم دیگر، از ساخته های ذهن آدمیزادند و در « طبیعت » وجود ندارند، اما میان آنها تضادی هست که بر بسیاری از آدمیان آشکار نیست
عام ترین تعریفی که از مفهوم زمان به دست می توان داد، " تکرار پدیده های طبیعی بـــر ـ یا بـــرای ـ آدمی است". بعبارت ساده تر: اگر شما، دوبار یا چند بار شاهد روییدن جوانه ها بر درختان و یا دمیدن خورشید از مشرق و یا فرود آمدن برف از آسمان باشید، احساس زمان می کنید و چون جـُـز در خیال و خاطره، به « گذشته » باز نمی توانید گشت، « زمان » را رو به « آینده » می بینید
از همین تعریف، دو تبصره زاده می شود: اول آن که چون مفهوم « زمان » ، از « تکرار پدیده های طبیعی » بوجود می آید، یکنواخت است و دوم این که: چون رو به « آینده » دارد، گــُـذراست. پس صفات اصلی « زمان » : یکنواختی و گذرایی است
و حال آنکه « تاریخ » به گونه ای از زمان اطلاق می شود که « یکنواخت » و « گذرا» نیست. یعنی به دلیل وقوع حادثه ای مهم، از میان برهه های دیگر مشخص شده و به همان دلیل، در ذهن آدمی مانده است. پس صفات اساسی تاریخ « یکتایی » ( درمقابل یکنواختی زمان ) و « ماندگاری» ( در برابر گذرایی او ) است
بر مبنای همین صفات است که « زمان » را مـُولد زندگی جسمانی و برونی انسان و « تاریخ » را محصول حیات معنوی و درونی او می توان دانست و نیز، علوم و فنون و ادراکات بشری را با یکی از این دو قلمرو، متناسب و یا سازگار می توان یافت
« سیاست » که بنا بر یک تعریف مشهور باستانی، « علم استفاده از ممکنات » است در قلمرو « زمان » قرار دارد، زیرا که همهء قوانین و وسائل آن، به زندگی جسمانی و برونی آدمیان مربوط است و عبارت «استفاده از ممکنات » ناظر به همین معنی است
و برعکس، جای « هنر» در حیطهء « تاریخ» است، چرا که نه تنها همه اصول و ضروریاتش از حیات معنوی و درونی بشر پدید آمده، بلکه هدفش ـ در ضمیر نا آگاه انسانی ـ غلبه بر دوصفت اصلی زمان، یعنی یکنواختی و گذرایی بوده است
و از همین روست که هر اثر بزرگ هنری، در اوضاع و احوالی یگانه و تکرار ناپذیر آفریده می شود و در همهء اعصار، پایدار می ماند و به همین سبب: « بی مانند » ( ضد یکنواخت) و جاودان (ضد گذرا) است
پس هنرمند نیز، به تبع «هنر»، در حیطهء « تاریخ » زیست می کند و به ضرورتهای آن پاسخ می گوید و برخلاف او، سیاستمدار، به تبع « سیاست»، در قلمرو « زمان» بسر می برد و به مقتضیات آن جواب می دهد نادر نادرپور
به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبران
ملت ها احکام صحیح خود را از تاریخ دریافت می دارند. ژرژ هگل
زمین روزی از آن ابرانسان می شود . فردریش نیچه
یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . اُرد بزرگ
انسان ترکیب عجیبی است و در عین ناچیزی خود را برتر از همه می شمارد . اشتیل
برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم . ارد بزرگ
خردمند به چیزی که اگر به دستش نیاید غمگین و دل آزرده شود ، هرگز دل نمی بندد . بزرگمهر
مردی که اشتباه نکند ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت . ادوارد فیلیپس
پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . اُرد بزرگ
حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد . فردریش نیچه
تمرکز در معنای اصلی و درست کلمه توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است. کمار
شعر راستین ، انکار بی داد است. بودلر
کسی که بخشش می کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنین شخصی ، از ایپار لذت بخش تر است . جبران خلیل جبران
افکار ما بسان درختان نارنج در گلدان نگهداری می شوند . به نسبت بزرگی گلدانی که ریشه های آنها را در خود زندانی دارد رشد می کند . بولور
دل کیهان را اگر بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی واکنشی را در پی دارد " پس بر این باور باشید ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بی بازگشت نخواهد بود . اُرد بزرگ
مردمان غالباً نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند . آلجر
درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم . جبران خلیل جبران
فرومایگان پس از پیروزی ، همآورد شکست خورده خویش را به ریشخند می گیرند . اُرد بزرگ
خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر
میان انسان و شرافت رشتۀ باریکی وجود دارد و اسم آن قول است .توماس براس
اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . اُرد بزرگ
خود را بشناس و بر روح خویش فرمانروایی کن . در این صورت می توانی امیدوار باشی که روزی مقتدر و سعادتمند خواهی شد .تنسون
بیدارترین ، هشیارترین ، و پسندیده ترین کسان ، دانای سالخورده ای باشد که دانش به تجربت آموخته است . بزرگمهر
روز های خوش برای کژاندیش بسیار کوتاه و روز کیفر بسیار دراز . اُرد بزرگ
انسان همان جایى است که تصمیم مى گیرد باشد. سارتو
هر آنکه خردمندتر است اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید . اُرد بزرگ
ستون تمدن , کتاب و مطبوعات است. پلو تارک